icanread:

(via reluctantbuddha)
Reblogged from i can read
icanread:

(via lucyshena)
Reblogged from i can read
icanread:

(via lyricalgraphics)
Reblogged from i can read
(via icanread)

(via icanread)

Reblogged from i can read
(via icanread)

(via icanread)

Reblogged from i can read

…آوایی که مرا می خواند

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت، بدوم تا سر کوه

…دورها آوایی است، که مرا می خواند

سهراب

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می​رود / وان دل که با خود داشتم با دلستانم می​رود

او می​رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان / دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می​رود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می​رود

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می​رود / وان دل که با خود داشتم با دلستانم می​رود
او می​رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان / دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می​رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن / من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می​رود